السلام علی شیب الخضیب....

السلام علی الخد التریب...

السلام علی البدن السلیب...

السلام علی ابالفضل العباس...
میدونم ایام فاطمیه است ولی دلم بد جوری هوای بین الحرمین کرده
مدعی خواست که آید به تماشگه راز×××دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
السلام علی شیب الخضیب....

السلام علی الخد التریب...

السلام علی البدن السلیب...

السلام علی ابالفضل العباس...
میدونم ایام فاطمیه است ولی دلم بد جوری هوای بین الحرمین کرده
عشق پدري:
فاطمه (ع) ميوه باغ رسالت، نور چشم پيامبر و عزيزترين و محبوب ترين فرد نزد پدر بود. فاطمه، ميوه دل و روح و روان مصطفي بود و بارها نبي اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بيازارد، مرا آزرده است.» آخرين کسي که پدر با او خداحافظي مي کرد و اولين کسي که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او مي رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات مي کرد و بارها بر دستان او بوسه مي زد و در حق او مي فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ايمان و قلب او، سرشار از يقين است.»
مادر در نگاه فرزند:
امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.
شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:
مقام معظم رهبري در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»
فدک، ميراث نبوي:
يکي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».
پاي درس فاطمه (س):
«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»
«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».
«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»
«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»
«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»
«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»
ستایش خدای را بر آنچه ارزانی داشت. و سپاس اورا بر اندیشه نیکو که در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهای فراگیر که از چشمه لطفش جوشید. و عطاهای فراوان که بخشید. و نثار احسان که پیاپی پاشید. نعمتهایی که از شمار افزون است و پاداش آن از توان بیرون. و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونی نعمت نمود و ستایش را سبب فراوانی پاداش فرمود. و بدرخواست پیاپی بر عطای خود بیفزود. گواهی میدهم که خدای جهان یکی است و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بی آلایش است. و پایبندان این اعتقاد، دلهای با بینش. و راهنمای رسیدن به آن ، چراغ دانش. خدایی که دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونی و چگونگی او را ندانند. همه چیز را از هیچ پدید آورد. و بی نمونه ای انشا کرد. نه به آفرینش آنها نیازی داشت و نه از آن خلقت سودی برداشت. جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بنده وار بنوازد. پاداش را در گرو فرمانبرداری نهاد. و نافرمانان را به کیفر بیم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند، و به بهشت کشاند. گواهی میدهم که پذرم محمد بنده فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافرید برگزید و پیش از پیمبری تشریف انتخاب بخشید و نامیش نامید که میسزید. و این هنگامی بود که آفریدگان از دیده نهان بودند و در پس پرده بیم نگران. و در پهنه بیابان عدم یرگردان. پرودگار بزرگ پایان همه کارها را دانا بود. و بر دگرگونیهای روزگار محیط بینا. و به سرنوشت هر چیز آشنا. محمد را برانگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد دید: هر فرقه ای دینی گزیده و هر گرود در روشنایی شعله ای خزیده و هر دسته ای به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را که می شناسند از خاطر سترده اند. پس خدای بزرگ تاریکی ها را به نور محمد روشن ساخت و دلها را از تیرگی کفر بپرداخت. و پرده هایی که بر دیده ها افتاده بود بیکسو انداخت. سپس از روی گزینش و مهربانی جوار خویش را بدو ارزانی داشت. و دنج این جهان که خوش نمی داشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگی خود افراشت و طغرای مغرفت و رضوان را بنام او نگاشت. درود خدا و برکات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت، امین وحی و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت باد. سپس به مجلسیان نگریست و چنین فرمود: شما بندگان خدا ! نگاهبانان حلال و حرام، . حاملان دین و احکام، و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید. حقی را از خدا عهده دارید و عهدی را که با او بسته اید پذیرفتار. ما، خاندان را در میان شما بخلافت گماشت. و تاویل کتاب الله را بعهده ما گذاشت. حجتهای آن آشکار است و آنچه در باره ماست پدیدار و برهان آن روشن و از تاریکی گمان به کنار و آوای آن در گوش مایه آرام و قرار و پیرویش راهگشای روضه رحمت پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار. دلیل های روشن الهی را در پرتو آیت های آن توان دید و تفسیر احکام واجب او را از مضنون آن باید شنید. حرامهای خدا را بیان دارنده است و حلالهای او را رخصت دهنده و مستحبات را نماینده و شریعت را راهگشاینده. و این همه را با رسا ترین تعبیر گوینده و با روشن ترین بیان رساننده سپس ایمان را واجب فرمود. و بدان زنگ شرک را از دلهاتان زدود. و با نماز خود پرستی را از شما دور نمود. روزه را نشان دهنده دوستی بی آمیغ ساخت و زکات را مایه افزایش روزی بی دریغو و حج را آزماینده درجت دین و عدالت را نمودار مرتبه یقین و پیروی ما را مایه وفاق و امامت مارا مانع افتراق. و دوستی ما را عزت مسلمانی و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب بقا زندگانی. وفا به نذر را موجب آمرزش کرد. و تما پرداختن پیمانه و وزن را مانع از کم فروشی و کاهش. فرمود می خوارگی نکنند تا تن و جان از پلیدی پاک سازند و رنان پارسا را تهمت نزنند، تا خویشتن را سزاوار لعنت نسازند. دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند و شرک را حرام فرمود تا با اخلاص طریق یکتا پرستی جویند، پس چنانچه باید، ترس از خدا پیشه گیرید و جز مسلمان نمیرید! آنچه فرموده است بجا آرید و خود را از آنچه نهی کرده بازدارید که تنها دانایان از خدا می ترسند
سپس گفت: مردم. چنانچه در آغاز سخن گفتم: من فاطمه ام و پدرم محمد(ص) است. همانا پیمبری از میان شما بسوی شما آمدکه رنج شما بر او دشوار بود، و به گرویدنتان امیدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار. اگر او را بشناسید می بینید او پدر من است ، و نه پدر زنان شما. و برادر پسر عموی من است نه مردان شما. او رسالت خود را بگوش مردم رساندو آنانرا از عذاب الهی ترساند. فرق و پشت مشرکان را به تازیانه توحید خست.و شوکت بت و بت پرستان را در هم شکست. تا جمع کافران از هم گسیخت. صبح ایمان دمید. و نقاب از چهره حقیقت فرو کشید.زبان پیشوای دین در مقال شد. و شیاطین سخنور لال. در آن هنگام شما مردم بر کنار مغاکی از آتش بودید خوار. و در دیده همگان بی مقدار، لقمه هر خورنده و شکار هر درنده. و لگدکوب هر رونده. نوشیدنیتان آب گندیده و ناگوار. خوردنیتان پوست جانور و مردار، پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و هم جوار. تا آنکه خدا با فرستادن پیغمبر خود شما را از خاک مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت افراشت. پس از آن همه رنجها که دید و سختی که کشید رزم آوران ماجرا جو و سرکشان درنده خو و جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان حقیقت نانیوش از هر سو بر وی تاختند و با او نرد مخالفت باختند. هرگاه آتش کینه افروختند آنرا خاموش ساخت و گاهی که گمراهی سر بر داشت یا مشرکی دهان به ژاژ انباشت برادرش علی را در کام آنان انداخت. علی (ع) باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و کار آنان با دم شمشیر بساخت. او این رنج را برای خدا می کشید و در آن خوشنودی پروردگار و رضای پیغمبر را میدید و مهتری اولیی حق را می خرید. اما در آن روزها شما در زندگانی راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید. چون خدای تعالی همسایگی پیامبران را برای رسول خویش گزید، درویی آشکار شد و کالای دین بی خریدار. هر گمراهی دعوی دار و هر گمنامی سالار. و هر یاوه گویی در کوی و برزن در پی گرمی بازار. شیطان از کمینگاه خود سر بر آورد و شما را به خود دعوت کرد و دید چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پی او دویدید و در دام فریبش خزیدید و به آواز او رقصیدید. هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، کردید. و آنچه از آنتان نبودید بردید و بدعتی بزرگ پدید آوردید. به گمان خود خواستید فتنه بر نخیزد، و خونی نریزد، ولی در آتش فتنه فتادید و آنچه کشتید به باد دادید. که دوزخ جای کافران است و منزلگاه بدکاران. شما کجا؟ و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید! و راهی جز راه حق می پویید! وگرنه این کتاب خواست میان شما ! نشانه هایش بی کم کاست هویدا و امر ونهی آن روشن و آشکار. آیا داوری جز قرآن میگیرید؟ یا ستمکارانه گفته شیطان را می پذیرید؟ "کسیکه جز اسلام دینی پذیرد روی رضای پروردگار نبیند و در آن جهان با زیانکاران نشیند" چندان درنگ نکردید که این ستور سرکش رام و کار نخستین تمام گردد، نوایی دیگر ساز و سخنی جز آنچه در دل دارید آغاز کردید! می پندارید ما میراثی نداریم. در تحمل این ستم نیز بردباریم و بر سختی این جراحت پایداریم. مگر به روش جاهلیت می گرایید؟ و راه گمراهی می پیمایید؟ "برای مردم با ایمان چه داوری بهتر از خدای جهان"؟ ای مهاجران! این حکم خداست که میراث مرا بربایند و حرمتم را نپایند؟ پسر ابو قحافه! خدا گفته تو از پدر ارث بری و میراث مرا از من ببری؟ این چه بدعتی است در دین می گذارید! مگر از داور روز رستاخیز خبر ندارید. اکنون تا دیدار آن جهان این ستور آماده و زین بر نهاده تو را ارزانی! وعده گاه، روز رستاخیز! خواهان، محمد (ص) و داور، خدای عزیز! آن روز ستمکار رسوا و زیانکار و حق ستمدیده برقرار خواهد شد! به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی است و هر مظلومی را پناهی. ای گروه مومینین! ای یاوران دین! ای پشتیبانان اسلام! چرا حق مرا نمی گیرید؟ چرا دیده بر هم نهاده و ستمی که به من می رود می پذیرید؟ مگر نه پدرم فرمود احترام فرزند حرمت پدر است؟ چه زود رنگ پذیرفتید و بی درنگ در غفلت خفتید. پیش خود می گویید محمد(ص) مرد، آری مرد و جان به خدا سپرد! مصیبتی است بزرگ و اندوهی است سترگ شکافی است که هر دم گشاید و هرگز برهم نیاید. فقدان او زمین را لباس ظلمت پوشاند و گزیدگان خدا را به سوگ نشاند. شاخ امید، بی بر و کوهها زیر و زبر شد. حرمتها تباه و حریمها بی پناه ماند، اما نه چنان است که شما این تقدیر الهی را ندانید و از آن بیخبر مانید. قرآن در دست رس شماست شب و روز می خوانید چرا و چگونه معنی آنرا نمی دانید؟ که پیامبران پیش از او مردند و جان به خدا سپردند. محمد جز پیغمبری نبود، پیغمبرانی پیش از او آمدند و رفتند. اگر او کشته شود یا بمیرد شما به گذشته خود باز می گردید؟ کسی که چنین کند خدا را زیانی نمی رساند و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. آوه! پسران قیله پیش چشم شما میراث پدرم بردند! و حرمتم را ننگرند! و شما همچون بیهوشان فریاد مرا نانیوشان؟ حالیکه سربازان دارید با ساز و برگ فراوان و اثاث و خانه های آبادان. امروز شما گزیدگان خدا، پشتیبان دین، و یاوران پیغمبر و مومنین و حامیان اهل بیت طاهرینید! شمائید که با بت پرستان عرب در افتادید! و برابر لشکرهای گران ایستادید! چند که از ما فرمانبردار، و در راه حق پایدار بودید، نام اسلام را بلند و مسلمانان را ارجمند و مشرکان را تار و مار و نظم را برقرار و آتش جنگ را خاموش و کافران را حلقه بندگی در گوش کردید. اکنون پس از آن همه زبان آوری دم فروبستید و پس از پیش روی واپس نشستید آنهم برابر مردمی که پیمان خود را گسستند. و حکم خدا را کار نبستند. از اینان بیم مدارید، تا هستید. از خدا بترسید اگر حق پرستید!اما جز این نیست که به تن آسانی خو کرده اید. و به سایه امن و خوشی رخت برده اید. از دین خسته اید و از جهاد در راه خدا نشسته و آنچه را شنیده کار نبسته ، بدانید که: گر جمله کائنات کافر گردند ، بر دامن کبریاش ننشیند گرد. من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم. اما میدانم خوارید و در چنگال زبونی گرفتار. چکنم که دلم خون است؟ و باز داشتن زبان شکایت، از طاقت برون! و نیز می گویم برای اتمام حجت بر شما مردم دون! بگیری! این لقمه گلوگیر به شما ارزانی و ننگ حق شکنی و حقیقت پوشی بر شما جاودانی باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد! آتشی که هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد. آنچه می کنید خدا می بیند. و ستمکار به زودی داند که در کجا نشیند. من پایان کار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا می ترسانم. به انتظار بنشینید تا میده درختی را که کشتید بچینید و کیفر کاری را که کردید ببینید!
بسم الله الرحمن الرحیم
من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته ومن علی دیته فانا دیته.
انکس که مرا طلب کند می یابد آنکس که مرا یافت میشناسد آنکس که مرا شناخت دوستم میدارد و آنکس که دوستم داشت بمن عشق میورزد و آنکس که بمن عشق ورزید من نیز بوی عشق میورزم آنکس که به او عشق ورزیدم میکشم او را و آنکس را که من بکشم خونبهایش بر من واجب است و آنکس که خونبهایش بر من واجب است پس من خودم خونبهایش هستم
حدیث قدسی
هیات محبان آل محمد (ص) به همت تعدادی از مومنین از سال ۱۳۷۳ دایر گردیده .
مبنای فعالیت هیات برپایی مراسم دعای توسل در شبهای چهارشنبه (سه شنبه شبها ) میباشدکه هر هفته در منزل یکی از دوستان منعقد میگردد .البته در ایام خاص مانند ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) هیات محبان آل محمد(ص) اقدام به برپایی مجلس بصورت دهه مینماید این مراسم عبارتند از برپایی مرام مولودی وجشن در اعیاد مذهبی و میلاد مسعود اهل بیت پیامبر(ص)همچنین مراسم شبهای احیا وایام فاطمیه.

مراسم دهه اول محرم امسال در خیابان ۳۱ پلاک ۳۴ برگذار گردیده که تا شب ۱۱ محرم ادامه می یابد البته در طول سال هیات تنها پذیرای برادران بوده و بدلیل کمبود فضا تنها در طول دهه محرم و فاطمیه وشبهای احیا خواهران محترم امکان استفاده از مراسم هیات را دارند
بعد از این محل برگذاری مراسم هفتگی از طریق این وبلاگ به اطلاع دوستان خواهد رسید و از نظرات و پیشنهادات دوستان بهره مند میگردیم انشالله.
.
بدل امید آن دارم که روزی از دم تیغت
بگیری داد زهرا را از آن نامرد مهدی جان
